راپونزل! به روایتی تازه

يكشنبه, بهمن 26, 1393 - 11:57 توسط تحریریه بادبادک

حتما داستان راپونزل مهربان با موهایی بلند و طلایی را بارها شنیده اید. دختر زیبایی که به هنگام تولد جادوگری پیر او را تصاحب می کند، به جرم اینکه پدرش زمانی که مادر راپونزل او را باردار بود، از باغچه پیرزن جادوگر برایش تربچه و به عبارتی راپونزل می چید!

جادوگر اسم دخترک را راپونزل گذاشت و سال ها او را در قلعه ای بلند زندانی کرد. هنگامی که برای دیدن راپونزل به آنجا می رفت می گفت: "راپونزل، راپونزل، موهای زیبایت را پایین بینداز تا بیایم بالا". راپونزل با شنیدن این جملات، کنار پنجره می‌نشست و موهایش را در قلابی می‌پیچید و به پایین پرت می‌کرد.

در انتهای قصه مانند تمامی افسانه های عاشقانه شاهزاده ای از راه می رسد، عاشق راپونزل می شود و او را نجات می دهد.

این داستان با حفظ کلیت اثر به روایت های مختلف نقل شده است. اما این بار سینره روایت تازه ای برای گفتن دارد. روایتی که ما را از غالب های روتین و همیشگی داستان خارج می کند و با دیدی وارونه قصه ای عاشقانه را نشان می دهد! 

جذابیت و دید تازه این انیمیشن حتما شما را غافلگیر خواهد کرد!

افزودن دیدگاه جدید

دیدگاه خود را بیان کنید