کنشگری فرهنگی

يكشنبه, ارديبهشت 6, 1394 - 03:02 توسط تحریریه بادبادک

بهرام جلالی پور

از نظر واژگانی، "کنشگری" به عنوان یک اصطلاح سیاسی و برای اطلاق به عمل کسانی استفاده می‏شود که برای ایجاد تغییر در حوزه‌‏های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... فعالیت می‏کنند. اما مفهوم مورد نظر من از حوزه روایت‏شناسی و مشخصا هنرهای نمایشی می‌‏آید. در تئاتر، به رویدادی پیامددار کنش گفته می‏شود. مثلا اگر در یک صحنه نمایش، یکی از پرسوناژها به عنوان میزبان در فنجان میهمان‏اش قهوه بریزید، عمل او را در صورتی یک کنش به حساب می‏‌آوریم که به عمل دیگری منتهی شود. مثل زمانی که میزبان در چای میهمان زهر یا ماده بیهوش‏‌کننده ریخته باشد. در غیر این صورت، تعارف کردن چای یک رویداد عادی، تزئینی و انفعالی به حساب می‏آید.

این حکم روایت‏شناسانه را به سایر زمینه‏‌ها هم می‏‌توان تسری داد و موضع کنشگرانه را در مقابل موضع انفعالی گذاشت. البته، موضع انفعالی نه تنها مواردی را شامل می‏شود که طی آن در مقابل کنش‏های طرف مقابل از خود عکس‏العمل نشان نمی‏دهیم بلکه مواردی را هم دربرمی‏گیرد که در آن‏ها تلاش ما صرفا معطوف به دفع کردن حمله حریف می‏شود. در هر دو حالت‏، اتخاذ موضع انفعالی باعث ضرر و آسیب است.

شطرنج بازی کرده‌‏اید؟ حتما برایتان اتفاق افتاده است که در مقابل بازیگری قوی‏تر از خود یا بر اثر یک اشتباه در موضع انفعالی قرار بگیرید. در این مواقع به هیچ چیز فکر نمی‏کنید جز این که چطور باید از این مخمصه خلاص شد. یعنی به جای برنامه‌‏ریزی برای حمله تمام هم و غم‏تان معطوف به این می‏شود که راهی برای گریز بیابید. در این شرایط است که هر حرکتی به گرفتاری بیش‏تر می‏‌انجامد چرا که از سر اضطرار، شتابزدگی و دست‏پاچگی صورت می‏گیرد. درست مثل وضعیت فرهنگی امروز ما.

حقیقت این است که جامعه ما، همچون بسیاری از کشورهای در حال توسعه، در تولید فرهنگی نیز همچون سایر زمینه‏‌های تولید در موضعی انفعالی و مصرفی قرار دارد. از خودمان بپرسیم: سهم‏مان در تولید اندیشه‏ای که مصرف می‏کنیم چقدر است؟

هر روز رسانه جدیدی ظهور می‏کند. در تعدادی از این رسانه‌‏ها، مثل وبلاگ، فیس‏بوک، وایبر، و... به دلیل فضای بسته ارتباطی، ما ایرانیان حضوری به شدت فعال داشته باشیم. به مطالعه‌‏ای جامع نیاز نیست تا مشخص شود چقدر در تولید محتوا برای این رسانه‏‌ها کوتاهی کرده‏‌ایم. در عوض، لازم است به طور جدی به دنبال پاسخ این سوال بگردیم که چگونه می‏توان به کنشگرانی فعال در عرصه تولید محتوا برای این رسانه‏‌ها تبدیل شد؟

شاهدیم که مشارکت ما در این رسانه‏‌های جدید اغلب در تولید و انتشار لطیفه‏‌ها محدود مانده است. پیگیری دلایل این امر نکات اجتماعی و سیاسی مهمی را به ما گوشزد می‏کند اما اثرات تخریبی آن نیز بر هیچکس پوشیده نیست. نمی‏خواهم با نظریه توطئه همراه شوم اما بعید نیست که چنین کنش‏‌هایی هم در نظام ژئوپولتیک جهانی وجود داشته باشد. رواج انبوه لطیفه‏‌های قومی که در آن‏ها اقوام حاشیه‏‌ای نسبت به فرهنگ قوم مرکزی به سخره گرفته می‏شوند اگرچه در تمامی جوامع رایج است (همچنان که در مورد اسکاتلندی‏‌ها و بلژیکی‏‌ها در جامعه بریتانیایی و فرانسوی) در این گوشه از جهان با حساسیت‏های امنیتی بیش‏تری همراه است و بایستی جدی گرفته شود.

به نظر می‏‌رسد که با خوراک‏‌دهی مناسب به رسانه‏‌ها و تولید محتوای برای آن‏ها می‏توان در مقابل این روند ایستاد. طبعا بخشی از محتوا پیشاپیش وجود دارد. فرهنگ ما سرشار از مطالبی است که با بازنگری نقادانه می‏تواند به عنوان ماده مناسبی بازتولید و استفاده شود. مثلا، "منطق‏‌الطیر" عطار نیشابوری داستان پرندگانی را تعریف می‏کند که در جست‏جوی پادشاهی برای خود، در پایان به سیمرغ تبدیل می‏شوند. رویکرد سنتی قصه تاملاتی عرفانی و بحث وحدت وجود را مطرح می‏کند اما در نگاهی نقادانه می‏توان تلقی پست مدرنی از آن داشت. این رویکرد جدید به ما می‏‌آموزد که به جای جست‏جوی قهرمان، با تلاش و کوشش خود به قهرمان تبدیل شویم و به قول معروف سرنوشت خویش را به دست بگیریم. در عین حال، تبدیل سی مرغ به سیمرغ (و نه تبدیل یکی از آن‏ها) پیروزی خرد جمعی را بر تصمیم‏گیری‏های فردی نشان می‏دهد. از این منظر، می‏بینیم که قصه نمودی کاملا مدرن و امروزی به خود می‏گیرد.

خلاصه این که، به جای اتخاذ رویکردی انفعالی در قبال تحولات فرهنگی، و بدتر از آن، به جای مرعوب شدن در مقابل فرهنگ‏‌های دیگر، با رویکردی کنشگرانه وارد گفت‏‌وگو با این فرهنگ‏ها شویم و بکوشیم در تولید آن چیزی که مصرف می‏کنیم نقشی فعال و مسئولانه ایفا کنیم.

افزودن دیدگاه جدید

دیدگاه خود را بیان کنید