نگاهی به «مو قرمز» آخرین رمانِ اورهان پاموک

شنبه, ارديبهشت 9, 1396 - 03:20 توسط تحریریه بادبادک

«مو قرمز» آخرین رمانِ اورهان پاموک، روایتی ست مدرن از داستان رستم و سهراب و اُدیپوسِ شهریار.

در هفته‌نامه صدا به قلم مهدی یزدانی خرم درباره رمان «مو قرمز» اورهان پاموک این‌چنین نوشته شده است:



رمان پاموک مانند اکثر آثار او پلاتِ کلاسیک ندارد و برای همین خلاصه کردن اش کاری ست بسیار دشوار و ناشدنی اما اگر بخواهید با حال و هوای داستان آشنا شوید، باید بگویم این رمان بازخوانی ترکیبی داستان رستم و سهراب فردوسی است و ادیپوس شهریار سوفو کل. رمان از سال های دهه هشتاد میلادی در ترکیه آغاز می شود.
 
پسر نوجوانی در جست و جوی کار. پدر این پسر که یکی از چپ گراهای تند سال های قبل بوده، بعد آزادی از زندان داروخانه اش را عَلَم کرده اما بعد از مدتی به خاطر یک زن، پسر و همسرش را رها می کند و می رود. برای همین پسر ناچار است به کارکردن برای یافتن پولی که با آن بتواند هزینه کلاس های کنکورش را بدهد و راهی دانشگاه شود.

در این مسیر او را به پیرمردی چاه کن معرفی می کنند که قرار است در حوالی استانبول و در زمینی بایر که نزدیک شهرکی نظامی ست، چاهی عمیق بزند. چاهی که باید به آب برسد و پیرمرد اعتقاد دارد می رسد. پسر وردست او می شود و ساکن بیابان های اطراف استانبول. در این فرایند او برای گشت و گذار به شهرک نزدیک محل چاه نیز سر می زند و در آن جا با چادر تئاتر سیاری رو به رو می شود که برای سربازها نمایش اجرا می کند.
 
نمایش های مختلف، از کمدی های سخیف و مهوع گرفته تا داستان کشته شدن سهراب به دست رستم... و زنی زیبا با موهایی سرخ رنگ نقش تهمینه نمایش را دارد و چنان می گرید بر پیکر سهراب که پسر را دیوانه می کند. او با این زن آشنا می شود و...

این تازه آغاز ماجرایی ست چند ده ساله. شخصیت پاموک می بالد و مهندس می شود و در تمام جهان پیِ داستانِ رستم و سهراب و ادیپوسِ پدرکش می گردد. او حتی برای کاری تجاری به تهران می آید و روایتی جانانه می دهد از این شهر. «مو قرمز» یکی از پرماجراترین رمان های پاموک است که با اتفاقی تکان دهنده به پایان می رسد.

افزودن دیدگاه جدید

دیدگاه خود را بیان کنید